ميرزا حسن حسينى فسايى

1255

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اصطخر : همان شهر استخر است . [ 10 ] - بلوك اصطهبانات در اصل استهبانات است و « استه » انگور « 1 » است و « بان » نگاهدارنده و فارسيان « ات » را در آخر كلمه درآورند تا افادهء معنى جمع كند مانند گرمسيرات و بلوكات و « الف » در اول براى زينت است و بعد از استيلاى عرب « سين » را به « صاد » و « تا » را به « طا » مبدل نموده و براى بسيارى باغهاى انگور ديمى و فاريابى در كوه و دشت اين قصبه آن را به اين نام گفتند « 2 » كه گويا مردم آن همه باغبانان انگورىاند و اين بلوك ميانه جنوب و مشرق شيراز و درازى آن از قريه ايج تا خان كت سيزده فرسخ ، پهناى آن از قريه سجل آباد خير تا قريه ميمون خير يك فرسخ و نيم محدود است از جانب مشرق به بلوك نيريز و از طرف مغرب و جنوب به بلوك فسا و از جانب شمال به درياچه نمك بختكان مشهور به پيچكان است ، هواى اين بلوك در كمال اعتدال است ، نارنج و انار و انجير و ميوه‌هاى « 3 » سردسيرى را به‌وجه خوبى پروراند . كشت آن گندم و جو و پنبه و خشخاش و نخود و عدس و كنجد و زعفران است ، آب آن از چشمه است ، شكار آن ، بز و پازن و قوچ و ميش كوهى و كبك و تيهو است و پازهر مشهور شبانكاره از شكم بز و پازن كوهستان جنوبى آن درآورند و به قيمت جواهرهاى قيمتى خريد و فروش كنند ، بزرگ آن به اندازه خيار بالنگى ديده شده است . و قصبه اين بلوك از زمان قديم تا عهد سلطنت سلاطين آل مظفر شهر ايج بود و در سال 756 اين شهر را غارت كرده ، خراب نمودند و شرح حال شهر ايج و ملوك شبانكاره و اعيان و بزرگان و علماى شبانكاره در ذيل بلوكات از عنوان شبانكاره بيايد . و مدتهاست قصبه اين بلوك را اصطهبانات گويند به مسافت 28 فرسخ ميانه جنوب و مشرق از شيراز ، دور افتاده است ، عرض آن از خط استوا 29 درجه و 8 دقيقه « 4 » ، طول آن از گرىنيچ رصدخانه انگليس 54 درجه و سه دقيقه است ، انحراف قبله مسلمانى آن از نقطه جنوب به جانب مغرب [ ] درجه و [ ] دقيقه است و عموم خانه‌هاى آن از خشت خام و گل و چوب ساخته‌اند و شمارهء آنها نزديك به 2000 درب خانه است ، آب بساتين و زراعت قصبه اصطهبانات از چشمه « قهرى » و « پازهرى » است : گشاده چشمه‌اى از قلهء كوه * گل سنبل به گرد چشمه انبوه زمينش در نقاب گل نهفته * گل و سبزه است كاندرهم شكفته اين دو چشمه از جانب قبله ، همه‌جا در زير درختان باثمر و بىثمر مىآيد و نزديك به فرسخى

--> ( 1 ) . در متن : ( دستهء انگور ) . ( 2 ) . ر ك : حدود العالم ، ص 135 ، فارسنامه ابن بلخى ، ص 165 . در نزهة القلوب ، ص 138 : ( اصطهبانان ) : ( شهركى پر درخت است ، هوائى معتدل دارد در او از همه نوع ميوه بود و آب روان بسيار دارد و در آن حدود قلعه‌اى محكم است به وقت نزاع سلاجقه با شبانكاريان اتابك چاولى آن را خراب كرد و بعد از آن معمور كردند ) . ( 3 ) . در متن : ( ميوهاى ) . ( 4 ) . در جام جم ، ص 591 ، ( 29 درجه و 15 دقيقه و 54 درجه و 20 دقيقه ) .